علي عليه السلام در منابع اهل سنت
در فتنه ها، در كنار علي عليه السلام باشيد!
1 - پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود:
پس از من فتنه اي رخ خواهد داد، پس هر گاه چنين شد با علي بن ابي طالب همراه شويد. او اولين كسي است در قيامت مرا مي بيند و با من مصافحه مي كند. او با من در آسمان اعلي است. او جدا كننده بين حق و باطل است.
قال رسول الله صلى الله عليه واله:
ستكون من بعدي فتنة، فإذا كان ذلك فالزموا عليّ بن أبي طالب، فإنّه أوّل من يراني وأول من يصافحني يوم القيامة وهو معي في السماء الأعلى وهو الفاروق بين الحق والباطل.
(تاريخ دمشق لابن عساكر، ج42 ص450)
2- در حديث ديگري رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ خطاب به علي عليه السلام فرمود:
من تو را علامت و پرچم بين خود و امتم قرار دادم، پس هر كس از تو پيروي نكند، كافر شده است.
قال رسول الله صلى الله عليه واله لعليّ عليه السلام: جعلتك علماً فيما بيني وبين أمتي، فمن لم يتبعك فقد كفر. (تاريخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص388)
3 - آن حضرت در روايت ديگري فرموده اند: هر كس به من ايمان آورده و مرا تصديق كرده است بايد به ولايت علي بن ابي طالب گردن نهد چرا كه ولايت او ولايت من است و ولايت من ولايت خداوند است.
قال رسول الله صلى الله عليه واله: من آمن بي وصدّقنيّ فليتولّ عليّ بن أبي طالب عليه السلام فإنّ ولايته ولايتي وولايتي ولاية الله. (تاريخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص 239)
برخي ديگر از روايات كتاب تاريخ دمشق به قرار زير مي باشد:
4- نظر النبي صلى الله عليه واله إلى علي عليه السلام فقال: هذا وشيعته هم الفائزون يوم القيامة. (تاريخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص333)
پيامبر صلي الله عليه و آله به علي عليه السلام نظر كرد و فرمود: تنها علي و شيعه او رستگاران در روز قيامتند.
5. قال رسول الله صلى الله عليه واله:
أوصي من آمن بي و صدّقني بولاية عليّ بن أبي طالب، فمن تولاّه تولاّني، ومن تولاّني تولّى الله. (تاريخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص239)
پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: هر كس را كه به من ايمان آورده و مرا تصديق كرده است، به ولايت علي بن ابي طالب سفارش مي كنم. پس هر كس ولايت علي را بپذيرد ولايت من را پذيرفته و پذيرش ولايت من به معناي پذيرش ولايت خداوند است.
6- قال رسول الله صلى الله عليه واله:
عليّ خير البشر، من أبى فقد كفر.
(تاريخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص372)
پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: علي ـ عليه السلام ـ بهترين انسان است، هر كس از پذيرش ولايت او سرباز زند، كافر است.
7. وعن عائشة، قالت: قال رسول الله صلى الله عليه واله وهو في بيتها لما حضره الموت: أدعوا لي حبيبي، فدعوت له أبابكر، فنظر إليه ثم وضع رأسه، ثمّ قال: ادعوا لي حبيبي، فدعوا له عمر، فلمّا نظر إليه وضع رأسه، ثم قال: ادعوا لي حبيبي، فقلت: ويلكم ادعوا له عليّ بن أبي طالب، فوالله ما يريد غيره، [فدعوا عليّاً فأتاه] فلمّا رآه أفرد الثوب الذي كان عليه ثم أدخله فيه، فلم يزل يحتضنه حتّى قبض صلى الله عليه واله ويده عليه (تاريخ دمشق ابن عساكر، ج42)
از عائشه روايت شده كه گفت:
چون وقت وفات پیامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرا رسید در حالي كه در خانه اش بود، فرمود: دوستم را به نزد من بخوانید. پس ابوبکر را صدا زدم. پیامبر نگاهی به ابوبکر انداخت سرش را برگرداند و دوباره فرمود: دوستم را به نزد من بخوانید. عمر را صدا زدند و چون نگاهش به عمر افتاد، دوباره فرمود:
دوستم را به نزد من فرا بخوانید. پس من گفتم: وای بر شما. علی بن ابی طالب را صدا بزنید. به خدا قسم منظور پیامبر کسی غیر او نیست. چون علی ـ علیه السلام ـ را دید جامه ای که بر رویش بود به روی او کشید و او را وارد آن کرد و پیوسته در کنار پیامبر بود تا اینکه پیامبر جان داد در حالی که دست پیامبر بر بدن امیرالمؤمنین بود.
8. عن أمّ سلمة قالت: والذي أحلف به أن كان عليّ لأقرب الناس عهداً برسول الله صلى الله عليه واله قالت: عدنا رسول الله صلى الله عليه واله غداة بعد غداة، يقول: جاء عليّ؟ مراراً وأظنّه كان بعثه في حاجة فقالت: فجاء بعد فظننا أنّ له إليه حاجة فخرجنا من البيت فقعدنا عند الباب فكنت من أدناهم إلى الباب فأكبّ عليه عليّ فجعل يساره و يناجيه ثمّ قبض صلى الله عليه واله من يومه ذلك، فكان أقرب الناس به عهداً (تاريخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص394)
از اُمّ¬سلمه روايت شده كه گفت: سوگند به آنکه به وی سوگند یاد می¬کنم علی نزدیک¬ترین فرد از مردم به رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ بود. هر روز صبح كه رسول الله را ملاقات مي كرديم می¬فرمود: علی آمد؟ و بارها آن را تکرار می¬فرمود. گمان مي كردم كه وی را در پی کاری فرستاده است. سپس آن روز علی آمد، پس گمان کردم که با وی کاری شخصی دارد از این رو از خانه خارج شدیم و کنار در نشستیم. و من از همه به در نزدیک¬تر بودم. پس علی علیه السّلام به طرف وی خم گشت و سپس رسول خدا شروع کرد در گوشی با وی سخن گفتن تا اینکه رسول خدا در همان حال از دنیا رفت و بدین ترتیب وی نزدیک¬ترین مردم به پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ بود.
9. قال رسول الله صلى الله عليه واله لعليّ:
أما ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه لا نبيّ بعدي و لو كان لكنته .
(تاريخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص176)
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ به علي ـ عليه السلام ـ فرمود: آيا خشنود نمي شوي كه جايگاه تو نسبت به من مانند جايگاه هارون نسبت به موسي باشد جز آن كه بعد از من پيامبري نيست كه البته اگر بود، آن پيامبر تو بودي.
10- قال رسول الله صلى الله عليه واله: مثلي و مثل عليّ مثل شجرة، أنا أصلها وعليّ فرعها والحسن والحسين ثمرها، والشيعة ورقها، فهل خرج من الطيّب إلاّ الطيّب؟ (تاريخ دمشق ابن عساكر: ج42 ص384 )
پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: مثل من و مثل علي مثل درختي است كه من ريشه (و تنه) آن و علي شاخه آن و حسن و حسين ميوه آن و شيعه برگهاي آنند. پس آيا از پاكيزه جز پاكيزه به دست مي آيد؟
11- . وعن أنس بن مالك قال: كنت جالساً مع النبيّ صلى الله عليه واله إذ أقبل عليّ ابن أبي طالب عليه السلام فقال النبيّ صلى الله عليه واله:
يا أنس أنا وهذا حجّة الله على خلقه.
(تاريخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص308)
انس بن مالك مي گويد: من نزد پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ نشسته بودم كه علي بن ابي طالب آمد. پيامبر فرمود: اي انس! من و اين (علي) حجت خداوند بر مخلوقاتش هستيم.
12- قال رسول الله صلى الله عليه واله:
عليّ عليه السلام أقضى أمتي بكتاب الله، فمن أحبني فليحبّه، فإن العبد لا ينال ولايتي إلاّ بحبّ عليّ عليه السلام. (تاريخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص241)
پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: علي ـ عليه السلام ـ مسلط ترين و آگاه ترين فرد نسبت به قران است. پس هر كه من را دوست دارد بايد او را نيز دوست داشته باشد. همانا هيچ بنده اي به ولايت من دست پيدا نمي كند مگر با دوست داشتن علي.
آشنايي با كتاب تاریخ مدینة دمشق
کتاب تاریخ مدینة دمشق به زبان عربی اثر ابو القاسم علی بن حسن بن هبة الله شافعی دمشقی معروف به ابن عساکر درباره شرح حال افراد است.
ابن عساکر، ابو القاسم علی بن حسن بن هبة الله شافعی دمشقی (۴۹۹- ۵۷۱ ق) ؛ مولف اثر چشمگیر تاریخ بزرگ دمشق در شمار یکی از بزرگترین حافظان حدیث و نویسندگان تاریخ در روزگار خویش درآمد.
دوران زندگی ابن عساکر با انقراض سلاجقه شام و روزگار حکمرانی نور الدین زنگی و صلاح الدین ایوبی بر مناطق شام تقارن داشت.
سیاست مذهبی نور الدین زنگی و جانشینان وی و نیز ایوبیان بر مبارزه با تبلیغات فاطمیان شیعی مذهب و حمایت از مذاهب اهل سنت و پیروان حدیث استوار بود، از این رو کار گردآوری و روایت حدیث در روزگار ابن عساکر بالا گرفت و خود وی در این زمینه به چهرهای درخشان بدل گشت.
ویژگیهای کتاب
این کتاب موسوعه حدیثی بزرگی است که به خاطر در برداشتن هزاران حدیث نبوی میتواند مرجعی برای دانشمندان حدیث به شمار آید.
همچنين در این کتاب همه جا روایت با سند کامل ذکر میشود.