نویسنده :دکتر تهرانی
تاریخ:پنجشنبه 9 مهر 1394-12:19 ب.ظ
ما در ابتدا اشاره ای به قسمتهایی از مطالب نویسنده در نقد نظر علامه طباطبایی در باره محکم و متشابه در قران می نماییم و در انتها دلایل خود را در رد این نقد ذکر خواهیم کرد :
محکمات و متشابهات در قرآن ( منبع؛ نقد نظر علامه طباطبایی- نگاهى به قرآن، سید على اکبر قرشى - گروه دین و اندیشه - حسین عسگری)
محکمات
در قرآن مجید، آیاتى هستند که معناى آنها واضح و مراد خداوند متعال از آنها معلوم و روشن است . و آنها تقریبا هشتاد درصد قرآن را تشکیل مىدهند. و مقدار زیادى از آنها در بادى امر، غیر معلوم مى باشند ولى به وسیله اخبار و آیات دیگر، معلوم مى شوند. همه اینها از اقسام محکمات هستند. .....
قسم دوم آنکه : متشابهات در مقابل محکمات است. گویند: "متشابهات" آیاتى هستند که مراد حق تعالى از آنها معلوم نیست؛ مثل اینکه بگوییم : "آن شیر است" اینجا براى شنونده معلوم نمى شود که آیا مراد "شیر نوشیدنى" است یا "حیوان درنده".
به عقیده این جانب مراد از آیات متشابه، آیاتى هستند که از حیث مصداق خارجى و پیاده شدن و خارج ، براى ما نامعلوم مى باشند. وگرنه از لحاظ الفاظ و مفاهیم ، متشابهى در میان نیست ......
در اینجا چند مطلب را بررسى مى کنیم :
اول: قرآن مجید به دو قسمت تقسیم مىشود "محکمات و متشابهات" و محکمات اساس قرآن است ؛ زیرا آنها کاملا روشن است . و جنبه عملى دارند که مى دانیم و عمل مى کنیم . امام صادق علیه السلام مىفرماید:
امّا المحکم فنؤمن به و نعمل و ندین به اما المتشابه فنؤ من به و لا نعمل به.4
یعنى: محکم آن است که به ایمان مى آوریم و عمل مى کنیم و متشابه آن است که به ایمان مى آوریم و عمل نمى کنیم.
اما متشابهات آیاتى است که مقصود از آنها متشبه مى باشد. ولى معناى آنها با برگردان به آیات محکم ، معلوم مى شود.
در المیزان مى فرماید:
محکمات به این جهت "ام الکتاب" نامیده شده که متشابهات به آنها برگردانده مى شوند پس بعض کتاب که متشابهند به بعض دیگر که محکمات هستند برگشت داده مى شود... "متشابه" آن است آیه طورى باشد که به محض شنیدن ، مراد از آن معلوم نباشد تا به آیه محکم برگردانده شود و معنایش معین و معلوم گردد. در آن صورت آیه متشابه نیز محکم مى شود.
دوم : آنچه مرحوم علامه و دیگران فرمودهاند از نظر ما به هیچ وجه قابل قبول نیست و گرنه در این احتیاج نبود که قرآن به دو بخش محکمات و متشابهات، تقسیم شود، بلکه لازم بود گفته شود: اکثر قرآن محکمات است، عدهاى از آیات آن که متشابه و مبهم است با مراجعه به آیات دیگر و روایات، معلوم و از محکمات خواهند شد. و دیگر لازم نبود راسخون در علم در مقام تسلیم بگویند: "امنا به [متشابه] کل من عند ربنا".
ظهور و بلکه صریح آیه شریفه در آن است که "محکمات و متشابهات" هر یک در صف مستقلى ایستادهاند. و هیچ یک با دیگرى مخلوط نمى شود. و تا قیامت نیز همانطور خواهند ماند. کلام امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در این که "متشابهات" قفلهاى ناگشودنى است و تا ابد پردههاى آن برداشته نخواهد شد، صریح مىباشد.
خطبه اشباح
آن جناب در خطبه اشباح به کسى که از او خواست تا خدا را توصیف کند، چنین فرمود: «
واعلم یا عبدالله ان الراسخین فى العلم هم الذین اغنا هم الله عن الاقتحام على السدد المضروبة دون الغیوب اقرارا بجهل ما جهلوا تفسیره من الغیب المحجوب فقالوا: "امنا به کل من عند ربنا" و قد مدح الله اعترافهم بالعجز عن تناول ما لم یحیطوا بعلمه ، فسمى ترکهم التعمق فیما یکلفهم البحث عنه (عن کهنه ) رسوخا».5
یعنى: بدان اى بنده خدا! راسخون در علم کسانى هستند که خداوند آنها را بى نیاز کرده از داخل شدن به درهایى که درهاى غیوب نامیده مى شوند. آنها اقرار مى کنند که تفسیر آن غیبهاى مستور را نمى دانند. لذا در مقام عجز گفتهاند: "آمنا به کل من عند ربنا" خداوند در مقابل این اعتراف ، آنها را مدح فرموده و عملشان را در ترک تعمق در این گونه حقایق رسوخ در علم نامیده است .
پس معلوم مى شود که این گونه آیات ، پیوسته متشابه خواهند ماند و باید به مضمون آنها ایمان آورد و کشف حقیقت آنها را به خداوند واگذار نمود.
سوم : منظور از "متشابهات" به احتمال نزدیک به یقین و به طور اطمینان ، آن است که مصداق خارجى آنها و نحوه پیاده شدن آنها در خارج براى ما نامعلوم است و نامعلوم خواهند ماند. به عبارت دیگر: وقوع خارجى آنها بر ما نامعلوم است .
ناگفته نماند که عدهاى از آیات شریفه از لحاظ مراد و مقصود متشابه و مجمل هستند؛ مانند بسیارى از آیات احکام و غیره. ولى این گونه آیات با مراجعه به روایات و تاریخ و آیات دیگر مراد از آنها نامعلوم مى شود. آنها به هیچ وجه جزء مشتابهات نمى باشند. .....
و از این قبیل است ، جریان اصحاب کهف ، معجزات پیامبران ، حروف مقطعه در اول برخى از سوره هاى مبارکه و...
ملائکه و روح در آن شب (شب قدر) براى تمـشیت هـر کارى با اذن خداوند نازل مى شوند). اما چطور نازل مى شوند؟ و چگونه تمشیت مى دهند و... براى ما نامعلوم است".
چهارم: از حضرت رضا صلوات الله علیه نقل شده است: «من رد متشابه القرآن الى محکمه هدى الى صراط مستقیم»9یعنى: هر کس که متشابه قرآن را به محکمات آن برگرداند، به راه راست هدایت شده است .
به نظر، مى آید که منظور حضرت راجع به بعضى از آیات است که با دقت در آیات دیگر، معناى آنها روشن مى شود؛ مثلا از دیدن آیات «وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ »10 به نظر مى آید که بشر واقعا به چهره خدا نگاه خواهد کرد و - نعوذ بالله - خدا چهره دارد. ولى با دقت در آیات: «لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِكُ الأَبْصَارَ»11 و«لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْءٌ»12 معلوم مى شود که مراد، تماشا کردن به نعمتهاى خداوندى است . وگرنه آیاتى که فوقا نقل شد با برگرداندن به آیات دیگر، محکم نخواهند شد.
از امیرالمومنین صلوات الله علیه در ضمن حدیثى نقل شده است که: علت وجود متشابه در قرآن مجید، آن است که مردم خود را از امامان علیهم السلام بى نیاز ندانند و در آموختن قرآن به آنها رجوع کنند «
و انما فعل ذلک لئلا یدعى اهل الباطل من المستولین على میراث رسول الله من علم الکتاب ما لم یجعله لهم و لیقودهم الاضطرار الى الایتمار بمن ولاه.»13
به نظر مى آید که منظور آن حضرت، آیات احکام و مانند آنهاست که با کمک روایات ، معلوم مى شوند. و بدون رجوع به آنها علیهم السلام حکم خدا را نمى توان از آنها فهمید. و گرنه متشابهاتى که آن حضرت آنها را«سدد مضروبة دون الغیوب » نامیده است، چطور معلوم خواهد شد؛ زیرا ما در عالم ماده و مادى هستیم و از درک ماوراى ماده عاجز مى باشیم . و الله العالم.
پنجم: آیاتى از قبیل: «وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا 14 الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى 15 فَأَتَى اللّهُ بُنْیَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ 16، وَالْمُطَلَّقَاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلاَثَةَ قُرُوَءٍ»18 که مراد از "قرء" حیض است یا طهر؟ از آیات متشابه نیستند؛ زیرا مراد از آنها روشن مى باشد.
ششم: به نظر من، علت وجود متشابهات در قرآن کریم آن است که ما در جهان مادى زندگى مى کنیم و فکر و درک ما در آن محور دور مى زند. و در قرآن مطالبى نقل مى شود که فراتر و وسیعتر از قالب الفاظ است . و به هر صورت که بیان شوند، بر ما روشن نخواهند شد. و عبارات از رساندن حقایق آنها و ما از فهمیدن حقایق آنها، ناتوان خواهیم بود.
برخى گفتهاند علت وجود "متشابه" در قرآن کریم آن است که خداوند خواسته است با آن ، آیات چند بعدى قرآن را بحث انگیز نگاه دارد تا همیشه زنده بماند.
بعضى نیز گفتهاند علت وجود "متشابه" آن است که مردم به طرف اولیاء الله بروند و از آنها بخواهند. اما علت اولى را که ما اختیار کردیم ، قانع کننده تر است.
و همچنین به نظر بعضى علت "متشابه" آن است که قرائن و استثناهاى یک آیه در آیات دیگر و روایات آمده است. و بدون آنها، مقصود از آیه روشن نمى شود. این سخن فى نفسه درست است ولى چون آن آیات به وسیله آیات دیگر و روایات روشن شدند، دیگر متشابهى نمى ماند. و حال آنکه دو صف محکمات و متشابهات ، پیوسته خواهند بود.
(نگاهى به قرآن، سید على اکبر قرشى - گروه دین و اندیشه - حسین عسگری)
ماخذ : 1. سوره زمر، آیه 23 2. سوره نساء، آیه 82 3. سوره آل عمران ، آیه 7. مشروح تفسیر آیه در کتاب : تفسیر احسن الحدیث ملاحظه فرمایید. 4. تفسیر عیاشى ، ذیل آیه 5. تفسسیر عیاشى ذیل آیه شریفه این سخنان در خطبه اشباح نیز آمده است . 6. سوره نمل آیه 82 7. سوره نجم ، آیه 14 – 18 8. سوره قدر، آیه 4 9. تفسیر صافى ، از عیون اخبار الرضا (ع) 10. سوره قیامت ، آیه 22 – 23 11. سوره انعام ، آیه 103 12. سوره شورى ، آیه 11. 13. تفسیر صافى به نقل از احتجاج . 14. سوره فجر، آیه 22. 15. سوره طه ، آیه 5. 16. سوره نحل ، آیه 26. 17. سوره بقره ، آیه 229.
پاسخ به نقد :
1- بنا به فرموده نویسنده محترم 80 درصد قران محکمات {و در نتیجه 20 درصد آن متشابهات} می باشد و می فرمایند؛ « به عقیده این جانب مراد از آیات متشابه، آیاتى هستند که از حیث مصداق خارجى و پیاده شدن و خارج ، براى ما نامعلوم مى باشند. وگرنه از لحاظ الفاظ و مفاهیم ، متشابهى در میان نیست . .....»
و می فرمایند ؛ « ظهور و بلکه صریح آیه شریفه در آن است که "محکمات و متشابهات" هر یک در صف مستقلى ایستادهاند. و هیچ یک با دیگرى مخلوط نمى شود. و تا قیامت نیز همانطور خواهند ماند. کلام امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در این که "متشابهات" قفلهاى ناگشودنى است و تا ابد پردههاى آن برداشته نخواهد شد، صریح مىباشد.»
حال سوال این است که؛
اولا - این 20 درصد آیات متشابه، که تا ابد قفلهایش ناگشوده می ماند را خدا برای چه نازل کرده؟ و قرانی را که 20 درصد آیاتش را هیچکس تا ابد نمی فهمد را چگونه کتاب هدایت بنامیم؟
ثانیا- آیاتی که گفته اند چرا در قران تدبر نمی کنید را چگونه توجیه کنیم؟ کتابی که نمی شود انرا فهمید، تدبر و تفکر در آن چه معنایی دارد؟
و یا به آیه ای که می گوید اگر قران از جانب غیر خدا بود حاوی اختلافات و تناقض گویی فراوانی بود چگونه استدلال کنیم؟ (أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا كَثِیرًا) وقتی ما بخش عمده ای از ایات را اصلا نمی فهمیم چگونه مدعی عدم اختلاف در آنها شویم؟
ثالثا آیا می شود بگوییم ؛ کتابی که خود را عربی مبین و به لسان قوم و اعجاز فصاحت و بلاغت و نور معرفی می کند یکی دو هزار آیه اش تا ابد قفلهای ناگشوده اند؟! و آیا می شود چنین کتابی را به زبان مردم و سراپا نور معرفی کرد؟!
2- نویسنده محترم در جای دیگر در باره علت وجود متشابه در قران می فرمایند؛ از امیرالمومنین صلوات الله علیه در ضمن حدیثى نقل شده است که: علت وجود متشابه در قرآن مجید، آن است که مردم خود را از امامان علیهم السلام بى نیاز ندانند و در آموختن قرآن به آنها رجوع کنند «
و انما فعل ذلک لئلا یدعى اهل الباطل من المستولین على میراث رسول الله من علم الکتاب ما لم یجعله لهم و لیقودهم الاضطرار الى الایتمار بمن ولا 13 »
- بنظر ما همین مطلب دال بر آن است که قفلهای متشابهات قابل گشودن است و باید رفت و انان را از اهلش آموخت ( فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون).
اما نویسنده محترم برای گریز از این مسئله اینگونه می فرمایند؛ « به نظر مى آید که منظور آن حضرت، آیات احکام و مانند آنهاست که با کمک روایات ، معلوم مى شوند. و بدون رجوع به آنها علیهم السلام حکم خدا را نمى توان از آنها فهمید.»
- به عبارت دیگر در اینجا آیات احکام را جزو متشابهات فرض کرده اند که با رجوع به اهل بیت از تشابه خاج و محکم شده و مردم به آنها عمل می کنند در حالیکه ایشان بارها تاکید کرده اند متشابهات تا ابد متشابه می مانند و متشابهات آیاتی اند که به انها ایمان می آوریم ولی عمل نمی کنیم حال آنکه ایات الاحکام همه برای عمل هستند.
یعنی نویسنده محترم دو ادعای اولیه خود را نقض کرده اند؛
ادعای اول؛ متشابهات هرگز از تشابه خارج نمی شوند:
« منظور از "متشابهات" به احتمال نزدیک به یقین و به طور اطمینان ، آن است که مصداق خارجى آنها و نحوه پیاده شدن آنها در خارج براى ما نامعلوم است و نامعلوم خواهند ماند»
« ظهور و بلکه صریح آیه شریفه در آن است که "محکمات و متشابهات " هر یک در صف مستقلى ایستادهاند. و هیچ یک با دیگرى مخلوط نمى شود. و تا قیامت نیز همانطور خواهند ماند. کلام امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در این که "متشابهات" قفلهاى ناگشودنى است و تا ابد پردههاى آن برداشته نخواهد شد، صریح مىباشد.»
- ادعای دوم ؛ محکمات جنبه عملی دارند نه متشابهات، و ما به متشابهات ایمان می آوریم ولی عمل نمی کنیم:
« قرآن مجید به دو قسمت تقسیم مىشود "محکمات و متشابهات" و محکمات اساس قرآن است ؛ زیرا آنها کاملا روشن است . و جنبه عملى دارند که مى دانیم و عمل مى کنیم . »
و یا روایتی که می گوید به متشابهات عمل نمی کنیم : « امام صادق علیه السلام مىفرماید: امّا المحکم فنؤمن به و نعمل و ندین به اما المتشابه فنؤ من به و لا نعمل به.4 یعنى: محکم آن است که به ایمان مى آوریم و عمل مى کنیم و متشابه آن است که به ایمان مى آوریم و عمل نمى کنیم. »
- مطلب دیگر اینکه اگر راسخون در علم نیز از علم به متشابهات محرومند ، سوال این است که آیا پیامبر و اهل بیت جزو راسخون هستند یا نه ؟
آیا آنها هم از معانی متشابهات بی خبرند؟
اگر پیامبر و اهل بیت علم شان به قران نیز تا این حد محدود است چگونه مدعی می شوید که علوم اولین و آخرین در نزد آنان است؟
نکته آخر
- نکته آخر اینکه به نظر ما قران همه اش محکم است برای کسی که در طهارت قلب در مرحله ای است که حقیقت قران را که کتاب مکنون و در لوح محفوظ است را لمس می کند ( کتاب احکمت آیاته)
اما از سوی دیگر وقتی قران نزول میکند و به طور تفصیل و در قالب الفاظ قرار می گیرد پیچیدگی هایی پیدا می کند و آیاتش به دو دسته محکم و متشابه تبدیل می شود که عمده این تشابه از سوی محدودیت فهم گیرنده است نه بخاطر ضعف بیان گوینده! لذا از این زاویه ممکن همه قران برای کسی متشابه باشد و یا ایه ای که برای یک نفر متشابه است برای نفر دیگر کاملا واضح و روشن باشد. به عبارت دیگر هر چه مخاطب رشد کند و بالاتر رود از تشابه آیات برای او کاسته می شود.
والحمدلله اولا و اخرا
دکتر تهرانی
18/6/93